الشيخ السبحاني (مترجم: محدثى)
44
دليل المرشدين إلى الحق اليقين (سيماى عقايد شيعه) ( فارسى)
على عليه السلام را شيعه مىگفتند و در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و پس از او وجود داشتند ، تا زمانى كه هنوز هيچ ايرانى بجز سلمان مسلمان نشده بود . پيشگامان تشيع در زمان پيامبر صلى الله عليه و آله و اميرالمؤمنين عليه السلام همه عرب بودند و جز سلمان محمدى كسى از ايرانيان در ميان آنان نبود . دوم : امام على بن ابى طالب عليه السلام در ايام خلافتش با سه جنگ درگير بود : جنگ جمل ، صفين و نهروان و همهء سپاهش عرب خالص عدنانى و قحطانى بودند . گروههايى از قريش ، اوس و خزرج و از قبايل مذحج ، همدان ، طىّ ، كنده ، تميم و مضر به سپاه او پيوسته بودند و فرماندهان سپاه او از سران همين قبايل بودند ، همچون هاشم مرقال ، مالك اشتر ، صعصعة بن صوحان و برادرش زيد ، قيس بن سعد بن عباده ، عبداللَّه بن عباس ، محمد بن ابى بكر ، حجر بن عدى ، عدى بن حاتم و امثال اينان . اميرالمؤمنين عليه السلام با همين سپاه و همين فرماندهان بصره را فتح كرد ، با قاسطين ( معاويه و سپاه او ) در صفين نبرد كرد و با همينها مارقين را از بين برد . پس در اين سپاه و فرماندهان ، ايرانىها كجايند ، تا احتمال دهيم كه آنان شالودهء تشيعاند ؟ ! به علاوه تنها ايرانيان نبودند كه اين مذهب را داشتند ، بلكه تركها ، هندىها و غير عربهاى ديگرى هم شيعه بودند . شمار فراوانى از خاورشناسان پژوهشگر و ديگران به اين حقيقت گواهى دادهاند كه به يك نمونه بسنده مىكنيم : « ولهاوزن » خاورشناس گفته است : همهء ساكنان عراق ، به ويژه كوفيان در عهد معاويه شيعه بودند ، اين اختصاص به افراد نداشت ، بلكه قبايل و سران عرب را نيز در برمىگرفت . « 1 » سوم : اسلام ميان ايرانيان نيز مثل ملّتهاى ديگر منتشر مىشد و ايران به تشيع معروف نبود ، تا آنكه گروهى از شيعيان اشعرى به قم و كاشان كوچ كردند و بذر تشيع را در آنجا افشاندند . اين در اواخر قرن نخست بود ، در حالى كه ايرانيان در زمان خليفهء دوم يعنى از سال 17 هجرى مسلمان شده بودند . معناى اين سخن آن است كه دهها سال
--> ( 1 ) . الخوارج والشيعة : ص 241 - 248